انجمن فلسفه تعليم و تربيت شاخه خوزستان
مديريت اين وبلاگ به عهده بخش فلسفه تعلیم و تربیت در گروه علوم تربيتي دانشگاه شهيد چمران اهواز است.

در نخستین کنفرانس بین المللی کیفیت برنامه درسی در آموزش عالی که در تاریخ 30 مهر ماه 1393 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان برگزار می شود، مقاله دانشجوی دکتری به راهنمایی اعضای محترم هیئت علمی گروه پذیرفته شده که چکیده آن در زیر آمده است:

رهنمودهاي پارادايم پيچيدگي براي ارتقاي كيفيت برنامه‌ي درسي در آموزش عالي

كامران شاهولي، سيدمنصور مرعشي، سيدجلال هاشمي

 هدف از اين پژوهش بررسي پارادايم پيچيدگي به منزله‌ي يكي از بسترهاي فلسفي كارآمد در تدوين برنامه‌ي درسي و استنتاج رهنمودهاي آن براي ارتقاي كيفيت برنامه‌ي درسي آموزش عالي مي‌باشد. از اين‌رو پژوهش حاضر با رويكرد كيفي و به روش تحليلي- استنتاجي انجام گرديد و به نتايج زير انجاميد: پارادايم پيچيدگي با نگرشي متفاوت به جهانِ هستي و توصيف و تبيين آن بر اساس مفاهيمِ تغيير، پويايي، تعامل و بازخورد؛ و مؤلفه‌هايي چون تعدد عوامل اثرگذار بر پديده‌ها، كل‌نگري، عليت پيچيده، نوپديدي، خودسازماندهي و ...، بستري مناسب و كارآمد براي مواجهه‌ي نظام آموزشي با وضعيت امروز و آينده‌ي جامعه بشري كه تغيير و پيچيدگي مهمترين مشخصه‌هاي آن هستند، فراهم مي‌آورد؛ بنابراين در برنامه‌ي درسي رهنمودهايي را ارائه مي‌دهد كه كاربست آنها سبب ارتقاي كيفيت آموزش عالي خواهد شد. از جمله‌ي اين رهنمودها مي‌توان به مواردي چون: تأكيد بر وحدت علوم و تدوين برنامه‌ي درسي فرارشته‌اي؛ طراحي و اجراي برنامه‌درسي به‌صورت غيرخطي و راهبردي؛ تدوين استانداردهاي ياددهي و يادگيري به جاي محتواي ثابت؛ پژوهش‌محوري در ياددهي و يادگيري؛ و ارزشيابي چندبُعدي و توصيفي با در نظر گرفتن عليت پيچيده اشاره نمود.

كلمات کلیدي: پارادايم پيچيدگي، کیفیت برنامه‌ي درسی، آموزش عالي


برچسب‌ها: مقالات همایش

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 توسط گروه علوم تربيتي

در نخستین  همایش فلسفه تعلیم و تربیت در عمل که در تاریخ های 16 و 17 مهر ماه  1393 در دانشگاه خوارزمی (پردیس کرج) برگزار می شود، مقاله سرکار خانم سمیه پاپی به صورت سخنرانی و مقاله سرکار خانم هدیه شنبدی به صورت پوستر پذیرفته شده اند

در زیر چکیده آنها تقدیم می شود:

 

تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم اجتماعی

دوره متوسطه دوم نظام آموزشی ایران از منظر آموزش حقوق شهروندی

سمیّه پاپی

از مفاهیم جدید اجتماعی که امروزه آموزش آن از مهم ترین دغدغه های اکثر نظام های آموزشی است، مفهوم حقوق شهروندی می باشد. پژوهش حاضر کوشیده به این سؤال ها پاسخ دهد که: ماهیت حقوق شهروندی چیست و چرا آموزش آن ضرورت دارد؟ در کتاب های درسی علوم اجتماعی متوسطه دوم به چه میزان و چگونه به مقوله های حقوق شهروندی توجه شده و آیا موفق بوده اند؟ و آیا مؤلفه ها آگاهانه و مرتبط به هم به کار برده  شده اند؟ در این مقاله با راهکار مطالعات کتابخانه ای از دو روش تحلیلی-استنتاجی و روش تحلیل محتوا استفاده شده است. مبنای نظری این مطالعه، نظریه مارشال است که اعتقاد دارد: تمام شهروندان با هم برابرند و دارای حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی می باشند. جامعه و نمونه آماری این پژوهش، کلیه کتاب های علوم اجتماعی دوره متوسطه دوم نظام آموزشی ایران بود که در سال تحصیلی 93-1392 تدریس شده اند. نتایج این پژوهش نشان داد: بیشترین توجه به مؤلفه های حقوق شهروندی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه اول عمومی با100 فراوانی(81/40درصد) می باشد. هم چنین از میان مؤلفه ها، حق مشارکت سیاسی با 84 فراوانی(28/34) و حق آزادی (آزادی بیان) با 17 فراوانی(93/6)، به ترتیب بیشترین و کمترین تکرار را به خود اختصاص داده اند. از این رو بر خلاف نتایج پژوهش های پیشین، میزان توجه به مؤلفه های حقوق شهروندی در کتاب های درسی جدید، قابل قبول بوده است ولی در میزان توجه به مؤلفه های مورد نظر در پایه های مختلف تحصیلی، تفاوت های نسبی وجود دارد.

 

آموزه های اخلاقی-رفتاری امام حسین (ع) و یارانش درجریان

واقعه ی کربلا: الگو و معیاری برای یک زندگی معنادار

هدیه شنبدی

چکیده:

از دیدگاهی فلسفه تربیت، فلسفه زندگی است. یکی ازوظایف فیلسوفان تربیتی، تعیین اهداف و تبیین غایات تربیتی است. یکی از مفاهیمی که می تواند در حکم اهداف مغفول نظام های تربیتی باشد، آموزش در راستای بهتر زیستن و معنا بخشی به زندگی انسان است. به نظر می رسد تحقیق و تعمیق معنای زندگی و نهادینه سازی مؤلفه های معنای زندگی تنها از مجرای تعلیم و تربیت امکان پذیر باشد. نهاد تربیت می­تواند درراستای نجات زندگی انسان و نیل او به زندگی معنادار و مطلوب ساماندهی شود. آموزش و پرورش در عرصه عمل، بیش از هر چیز به محتوایی مطمئن و معیاری راستین نیازمند است تا دانش آموزان را ترغیب و تهییج کند که معنایی برای زندگی خویش انتخاب نمایند و بپرورانند. یکی از وقایع اثرگذار که می تواند ویژگی های معناداری زندگی را از آن استنتاج کرد، نهضت کربلا و نمایش الگوی اخلاقی-رفتاری- تربیتی امام حسین (ع) ویارانش می باشد. دراین مقاله ضمن تبيين مؤلفه­های زندگی معنادار همچون هدفمندی، اخلاقی بودن، خودآگاهی وخودمختاری، عمق وجدیت، موفقیت آمیز بودن، دین داری، هر یک از آنها بانهضت حسینی تطبیق داده شده اند. همچنین برخی تمهیدات تحقق زندگی معنا دار با اتکای بر آموزه های تربیتی آن امام و مفهوم زندگی معقول وحیات طیبه تبیین شده است.


برچسب‌ها: پايان نامه ها و مقالات

ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم مهر 1393 توسط گروه علوم تربيتي

نام : ذبيح الله                                              نام خانوادگي: خنجرخاني

عنوان رساله: بررسي تحليلي هرمنوتيک فلسفي هانس گئورگ گادامر و دلالت­هاي تربيتي آن

اساتيد راهنما: دکتر مسعود صفايي مقدم، دکتر محمد جعفر پاک سرشت

درجه: دکتري رشته: علوم تربيتي       گرايش: فلسفه تعلیم وتربیت

محل تحصيل(دانشگاه): شهيد چمران اهواز       دانشکده: علوم تربيتي و روان­شناسي

تاريخ فارغ التحصيلي: 31/6/1393    تعداد صفحات: 186

واژگان کليدي: هرمنوتيک فلسفي, گادامر, فهم, بيلدونگ، تربيت, تعامّل, حضور.

چکيده

اين تحقيق با هدف کلي بررسي ديدگاه هرمنوتيک فلسفي هانس گئورگ گادامر و استلزامات تربيتي آن شکل گرفته است. محوريت تحقيق با تاکيد بر فهم از منظر هرمنوتيک فلسفي و دلالت آن براي تعليم ­و­تربيت است. در اين رساله, ابتدا نگاهي اجمالي به تاريخ هرمنوتيک و نظريه­ پردازان آن شده است و در گام بعدي هرمنوتيک فلسفي گادامر مورد بررسي قرار گرفته است. در ادامه روش تعليم و تربيت، هدف، برنامه درسي, محتواي آموزش و ارزشيابي آموزشي مورد بررسي قرار گرفته است. و در نهايت امکان­سنجي کاربست اين نظريه در جامعه خود, نشان داده شده است. موضوع هرمنوتيک فلسفي, فهم و عناصر سازنده آن است. فهمي که درک "حقيقت" و "تعالي انسان" در گرو آن است. در اين ميان گادامر با استناد به مفاهيم همچون بيلدونگ، ذوق، حس مشترک و قضاوت، به تشريح ماهيت انسان و تعالي وي پرداخته است؛ با تصور ماهيت انسان و کمال وي، فهم را شاهراه اين عروج مي­داند. اما اين فهم, فهمي متفاوت و نيازمند عناصر و پيش­ بايست­هايي است. که شامل توجه به غير روشمند بودن فهم, نقش سنت در فهم, تاريخمندي فهم, بازي مندي فهم , امتزاج افق ها, تعامل و پرسشگري  و... مي­باشد. با بررسي موارد فوق محقق بدين نتيجه رسيد که تربيت (تعالي انسان) بر اساس مذاکره و تعاملات پرسشگرانه است. تربيت فرايندي است که "در" جريان تعاملات تأملي(مدام) شکل (نوي) مي­گيرد و خود نيز "زمينه­ ساز" تعامل تأملي مي­شود. همچنانکه خود گادامر با تشريح "بيلدونگ" اشاره داردبيلدونگ رسيدن به کمال فرهيختگي از طريق فرهنگ و سنت بوده و يک فرايند هميشه در حال بالندگي است؛ با اين اوصاف در مسير عروج انسان, نظام تربيتي سعي در آموزشِ فراگيري دارد که آماده مواجهه با موقعيت تازه, انديشه­ هاي مخالف و سئوال­هاي چالش­ برانگيز است؛ در اين فرايند فراگيران آماده بهبود انديشه خود بوده و هرگز به کمال مطلق نمي­رسد. تربيت مبتني بر پرسشگري بدون ظرفيت خويشتن­داري, تواضع و پذيرفتنِ "غير", ممکن نخواهد بود. ويژگي­هايي که به فرد اجازه تغييريافتن و تغييردادن مي­دهد؛ اين تربيت, تربيتي مهارگريز است مهاري که گاه از سوي انسان و جوامع, و گاه از سوي تکنولوژي است. جلوه­­ هاي اين نوع تربيت, از اهداف, محتوا, روش تدريس, ارزشيابي و ساير فعاليت تربيتي روايتي نو ارائه مي­دهد؛ که در متن رساله بدان ها پراخته شده است. علاوه بر موارد فوق, "تعليم و تربيتِ حضورمند" هم به عنوان روايتي ارزشمند از تربيت است. در انتها با توجه به اينکه گادامر تاريخ و سنت افراد را سنگ بناي فهم مي­پندارد مي­توان با روايتي تازه از اين مساله سنت و فرهنگ خودي را سنگ اول تعليم و تربيت قرار داد تا استفاده از هرمنوتيک در تربيت, منافاتي براي کاربست فرهنگ بومي نداشته باشد.


برچسب‌ها: پايان نامه ها و مقالات

ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم مهر 1393 توسط گروه علوم تربيتي

نام: ابراهیم  

نام خانوادگی: سپاس­زاده  

عنوان پایان نامه: بررسی تطبيقی عوامل فهم معلم از کنش دانش­ آموز در آراء گادامر و ريکور

ستاد راهنما: دکتر سید جلال هاشمی

استاد مشاور: دکتر پروانه ولوی ا

گرایش: تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت

رشته: علوم تربیتی

درجه تحصیلی: کارشناسی ارشد

دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی

محل تحصیل: دانشگاه شهید چمران اهواز

تعداد صفحه: 212

تاریخ فارغ التحصیلی:  30/6/1393

 کلید واژه ها: هرمنوتیک فلسفی، پدیدارشناسی هرمنوتیک، عوامل فهم، متن، کنش.

اين پژوهش با هدف مقايسه عوامل فهم معلم از کنش دانش­آ موز در آراء گادامر و ريکور و استنتاج دلالتهاي آنها در نظام آموزش و پرورش ايران انجام گرفته است. گادامر متعلق به نوع هرمنوتيک فلسفي و ريکور نیز متعلق به سنت هرمنوتیک، هرمنوتیک فلسفی و در چارچوب نظریه تفسیر متن، توسعه دهنده و در مواردی مبدع الگوی پدیدارشناسی هرمنوتیک است. گادامر متن را محدود به متون نوشتاری ندانسته و کلیه آثار فرهنکی و از جمله عمل آدمی را قابل تفسیر می­داند. هر چند گادامر در این زمینه دیدگاهی جامع ارائه نکرده است ولی با اتخاذ رویکردی استنتاجی در مباحث مربوط به عوامل فهم متن مورد نظر وی، می­ توان از خطوط کلی اندیشه او در فهم عمل آدمی آگاه شد. ریکور را از اندیشمندانی می­دانند که مفهوم کنش را به فلسفه افزوده است و این مفهوم به وضوح در اغلب آثار دوره دوم فلسفه ورزی او به چشم می­ خورد. او برای تشریح دیدگاه خود درباره کنش انسان، چارچوب روش شناختی و معرفت شناختی پدیدارشناسی هرمنوتیک را با بهره گیری از آراء اغلب اندیشمندان پدیدارشناس و هرمنوت پیش از خود، به همراه ابتکارات و مفهوم سازی های معدودی تدوین و ارائه کرده است. موضوع هرمنوتيک فلسفي، فهم و عناصر سازنده آن است. و آن نيازمند عناصر و پيش­ بايست­هايي است. اين عناصر به­ گونه­ اي است که تعامل را ممکن مي­سازند. در اين ديدگاه و بر اساس دور هرمنوتيک، فهم از خود فرد شروع شده و نهايت جزء خود مي­ شود. با اين اوصاف درک کنش­ها در انديشه گادامر يک امر بي­پاياني است. اين مهم بر اساس امتزاج افق­ها صورت مي­گيرد. گادامر گفت وگو را خالق زبان مشترکی می­داند که بر مبناي آن فهم مشترك در ارتباط با یک مضمون ممکن می­ شود. در این میان این تعامل با رعایت عناصری مثل سنت و زبان باعث درک کنش طرفین از هم می­شود. در پدیدارشناسی هرمنوتیک مورد نظر ریکور، همزمان هم ملاحظه پدیدار و هم تفسیر کنش مهم هستند. از این منظر جهت دستیابی به فهم، قوس هرمنوتيک موضوعیت دارد و در آن سه مرحله تبيين، فهم و به خود اختصاص دادن اتفاق می­افتد. تفاوت اين ديدگاه با نظر گادامر در اين است که به نوعي به فهم بي­ پايان خاتمه مي­ دهد. پس فهم مربی و شاگرد بر اساس تعامل و در فرایند پرسشگری رخ می­ دهد و قابل پیش بینی هم نیست و هر اندازه عناصر فهم رعایت شود این فهم متقابل بهتر انجام می­ شود ولی از دید ریکور معلم می­ تواند به شاگرد به عنوان یک متن نگاه کرده و در فرایند تبیین (قول و فعل شاگرد)، فهم و اختصاص دادن، به فهمی مستقل نه الزاماً مشترک، از دانش­ آموز برسد.


برچسب‌ها: پايان نامه ها و مقالات

ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم مهر 1393 توسط گروه علوم تربيتي

نام خانوادگي :  پاپـی

نام: سمیــّه

شماره دانشجويي: 9133801

عنوان پايان نامه : تبیین نقش تعلیم و تربیت در راستای حقوق شهروندی و  بازتاب آن در کتاب های درسی علوم اجتماعی نظام آموزشی ایران

استادراهنما: دکتر سیّد جلال هاشمی                 استاد مشاور: دکتر مسعود صفایی مقدم

درجه تحصيلي: کارشناسی ارشد

رشته:  علوم تربیتی

گرايش: تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

دانشگاه : شهید چمران اهواز

دانشكده: علوم تربیتی و روانشناسی

گروه : علوم تربیتی

تاريخ فارغ التحصيلي :  29/6/1393                                             تعداد صفحه: 386

كليد واژه ها : تعلیم و تربیت، حقوق شهروندی، آموزش حقوق شهروندی، کتاب های درسی علوم اجتماعی

آموزش حقوق شهروندی به معنای انتقال و نهادینه سازی حقوق و تکالیف شهروندان هر جامعه است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش تعلیم و تربیت در راستای حقوق شهروندی و بازتاب آن در کتاب های درسی علوم اجتماعی نظام آموزشی ایران انجام شد.در قسمت نخست این پژوهش با روش تحلیلی و با راهکار کتابخانه ای به توصیف حقوق شهروندی، تحلیل مبانی آن و سپس تبیین نقش تعلیم و تربیت در راستای آموزش و انتقال حقوق شهروندی پرداخته شد. در قسمت دوم تحقیق، با روش پژوهش تحلیل محتوای کمّی و کیفی، محتوای کتاب های علوم اجتماعی مقاطع ابتدایی و متوسطه دوره اول و دوم نظام آموزشی ایران که در سال تحصیلی93-1392 تدریس شدند و مجموعاً ده کتاب بودند،بررسی و مورد تحلیل قرار گرفتند. حقوق شهروندی لازمه ی هر جامعه ی مدنی است و  شایسته است از طریق سازوکارهایی نظیر آموزش و پرورش، آگاهی از تکالیف و حقوق شهروندی خود مدّ نظر قرار گیرد. در این پژوهشبه دیدگاه برخی مکاتب و اندیشمندان غربی، و نیزدیدگاه اسلامی در زمینه ی حقوق شهروندی پرداخته شد. همچنین مفهوم حقوق شهروندی و مفاهیم مرتبط با آن بررسی و تبیین شدند. بر این اساس به طور مفصل به منظور بهبود عملکرد نظام آموزشی در زمینه آموزش حقوق شهروندی،مفروضات، اصول، اهداف، روش ها و تکنیک هایی طراحی گردید و پیشنهادهایی ارائه شد. نتایج تحلیل محتوا نیز نشان داد که: برخلاف اکثر پژوهش های انجام شده قبلی، مؤلفه های حقوق شهروندی به میزان قابل قبولی در کتاب های علوم اجتماعی مورد توجه قرار گرفته اند؛ با  این وجود توجه نامتعادل و نامتوازنی به مؤلفه ها، ابعاد و مقوله های حقوق شهروندی مشاهده شد و میزان توجه به مؤلفه های مختلف در پایه های مختلف تحصیلی متفاوت بود. در تحلیل محتوای کتاب های علوم اجتماعی مجموعاً 879 مورد اشاره به مؤلفه های حقوق شهروندی مشاهده شد، که بیشترین تعداد فراوانی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم ابتدایی با 211 فراوانی(24درصد) و کمترین فراوانی به کتاب پنجم ابتدایی با40 فراوانی (55/4) اختصاص داشت. هم چنین بیشترین اشاره به بعد اجتماعی حقوق شهروندی  و مؤلفه ی حق امنیت جانی و کمترین اشاره به  مؤلفه های بعد قضایی حقوق شهروندی با 17 فراوانی و مؤلفه ی  حق برخورداری اقلیت های مذهبی از احترام با 1 فراوانی بود. بیشترین اشاره به مؤلفه های حقوق شهروندی  با توجه به تعداد کتاب ها، مربوط به دوره ی متوسطه ی اول با 217 فراوانی(68/24) بود. به همین رو بازنگری در محتوای کتاب ها با در نظر گرفتن کلیه ابعاد و مؤلفه های حقوق شهروندی ضروری بوده و آموزش حقوق شهروندی نباید صرفاً به یک کتاب معطوف شود. 


برچسب‌ها: پايان نامه ها و مقالات

ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم مهر 1393 توسط گروه علوم تربيتي

اسلایدر