نام: ابراهیم  

نام خانوادگی: سپاس­زاده  

عنوان پایان نامه: بررسی تطبيقی عوامل فهم معلم از کنش دانش­ آموز در آراء گادامر و ريکور

ستاد راهنما: دکتر سید جلال هاشمی

استاد مشاور: دکتر پروانه ولوی ا

گرایش: تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت

رشته: علوم تربیتی

درجه تحصیلی: کارشناسی ارشد

دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی

محل تحصیل: دانشگاه شهید چمران اهواز

تعداد صفحه: 212

تاریخ فارغ التحصیلی:  30/6/1393

 کلید واژه ها: هرمنوتیک فلسفی، پدیدارشناسی هرمنوتیک، عوامل فهم، متن، کنش.

اين پژوهش با هدف مقايسه عوامل فهم معلم از کنش دانش­آ موز در آراء گادامر و ريکور و استنتاج دلالتهاي آنها در نظام آموزش و پرورش ايران انجام گرفته است. گادامر متعلق به نوع هرمنوتيک فلسفي و ريکور نیز متعلق به سنت هرمنوتیک، هرمنوتیک فلسفی و در چارچوب نظریه تفسیر متن، توسعه دهنده و در مواردی مبدع الگوی پدیدارشناسی هرمنوتیک است. گادامر متن را محدود به متون نوشتاری ندانسته و کلیه آثار فرهنکی و از جمله عمل آدمی را قابل تفسیر می­داند. هر چند گادامر در این زمینه دیدگاهی جامع ارائه نکرده است ولی با اتخاذ رویکردی استنتاجی در مباحث مربوط به عوامل فهم متن مورد نظر وی، می­ توان از خطوط کلی اندیشه او در فهم عمل آدمی آگاه شد. ریکور را از اندیشمندانی می­دانند که مفهوم کنش را به فلسفه افزوده است و این مفهوم به وضوح در اغلب آثار دوره دوم فلسفه ورزی او به چشم می­ خورد. او برای تشریح دیدگاه خود درباره کنش انسان، چارچوب روش شناختی و معرفت شناختی پدیدارشناسی هرمنوتیک را با بهره گیری از آراء اغلب اندیشمندان پدیدارشناس و هرمنوت پیش از خود، به همراه ابتکارات و مفهوم سازی های معدودی تدوین و ارائه کرده است. موضوع هرمنوتيک فلسفي، فهم و عناصر سازنده آن است. و آن نيازمند عناصر و پيش­ بايست­هايي است. اين عناصر به­ گونه­ اي است که تعامل را ممکن مي­سازند. در اين ديدگاه و بر اساس دور هرمنوتيک، فهم از خود فرد شروع شده و نهايت جزء خود مي­ شود. با اين اوصاف درک کنش­ها در انديشه گادامر يک امر بي­پاياني است. اين مهم بر اساس امتزاج افق­ها صورت مي­گيرد. گادامر گفت وگو را خالق زبان مشترکی می­داند که بر مبناي آن فهم مشترك در ارتباط با یک مضمون ممکن می­ شود. در این میان این تعامل با رعایت عناصری مثل سنت و زبان باعث درک کنش طرفین از هم می­شود. در پدیدارشناسی هرمنوتیک مورد نظر ریکور، همزمان هم ملاحظه پدیدار و هم تفسیر کنش مهم هستند. از این منظر جهت دستیابی به فهم، قوس هرمنوتيک موضوعیت دارد و در آن سه مرحله تبيين، فهم و به خود اختصاص دادن اتفاق می­افتد. تفاوت اين ديدگاه با نظر گادامر در اين است که به نوعي به فهم بي­ پايان خاتمه مي­ دهد. پس فهم مربی و شاگرد بر اساس تعامل و در فرایند پرسشگری رخ می­ دهد و قابل پیش بینی هم نیست و هر اندازه عناصر فهم رعایت شود این فهم متقابل بهتر انجام می­ شود ولی از دید ریکور معلم می­ تواند به شاگرد به عنوان یک متن نگاه کرده و در فرایند تبیین (قول و فعل شاگرد)، فهم و اختصاص دادن، به فهمی مستقل نه الزاماً مشترک، از دانش­ آموز برسد.